|
بسم الله الرحمن الرحیم
نویسنده: دیدارعلی
"دیدار"
سلام پسرم امیداست به سلامت باشی، وتمام
دوره های زندگی را با موفقیت درکنار هموطنانت دریک فضای صلح وصفا زندگی نموده
وبرای فراهم کردن خوشی وآرامش برای کسانی که به تو امیدبسته اند سعی وتلاش
نمایی.
پسرم می خواهم چندنکته مهم را برایت روشن کنم، شاید این آخرین مسئولیت من
باشد که قبل ازهمه آن را درقبال تو انجام می دهم، چون تو الان بزرگ شدی وتمام
مسئولیت های خودرا درک می کنی وبدون شک بادنیای بیرونت آشنا هستی، تو فعلا می
دانی که ما زندگی خودرا بدون آرامش سپری نمودیم و تمام دوره های زندگی ما
باجنگ وویرانی گذشت ومدت سی سال را با خشونت وبدون درک ازماهیت جنگ بانزدیک
ترین افرادم یعنی هموطنانم جنگیدم واین شرم آورترین دوره های زندگی من بود.
پسرم امیدوارم سخنانم رادرک کنی وبه آن عمل کنی، اجازه بده سخنانم را باخاطره
هایم شروع کنم تا باشد که ازآن ها درس بگیری ودرمسیرطویل وپر خم و پیچ زندگی
ازآن استفاده کنی، یادم هست زمانی را که من جوان بودم وهنوزجهان به مقیاس
امروزپیشرفت نکرده بود ، همه چیز ساده بود وجهان بیرون برای من
ودیگرهمقطارانم آشنا نبودو کشورگشای وتهاجم ابرقدرت های جهان به سرزمین های
عقب افتاده جریان داشت وقدرت های بزرگ دنیا برای تحت کنترول درآوردن کشورهای
ضعیف رقابت می کردند، این پروسه سرزمین ما را هم شامل می شد ودر ایام جوانی
ام شوروی سابق به سرزمین ما حمله کرد و کشور مارا تحت سلطه خود درآورد وتعداد
زیاد ازهموطنانت را به شهادت رساند وبسیاری ازخانواده هارا آواره کرد وبنا
های کشور را بصورت وحشیانه ویران کردند، وتمام هموطنانم احساس می کردند که یک
مار داخل آستین شان شده وهرلحظه به آن ها نیش می زند. عزیزم این وضعیت برای
ما قابل تحمل نبود وتمام هموطنانم درزیر یک نام ونشان با شعار مشابه حرکت
کردند تا سرزمین شان را ازسیطره شوروی سابق نجات بخشند، حرکت ها آغازشد وتمام
مردم افغانستان ازغرب وشرق، شمال وجنوب، تاجیک ، پشتون، هزاره ، ازبک، ترکمن
وغیره... با یک ایدیولوژی ویک هدف درکنارهم ودریک سنگرجنگیدند تا موفق شدند
این سرزمین را به استقلالش برساند.
اما پسرم استقلال وطن به سادگی بدست
نیامد، خونهای زیاد ریخته شد وجوانان زیاد برای وطن ازخون شان گذشتند
وفداکارانه برای امروزتو جنگیدند وتوانستند ارزش های خودرا حفظ کنند وبرای تو
به میراث بگذارد، خانواده های زیاد درزیر زنجیر های تانک به خاک وخون یکسان
شدند، پدران زیاد پسران شان را ازدست دادند، بسیاری عروسها بدون شوهر وبسیاری
ازکودکان بدون پدرشدند، اما عزیزم این ها باعث شد تا تو امروز ازمزیت های
دموکراسی ولو اینکه نسبی است برخوردار باشی.
شاید بعد ازاینکه این داستان را مطالعه کنی مسایل زیاد درذهنت خلق شود اینکه
چطورمردم این سرزمین درمقابل یک ابرقدرت مثل شوروی باهم متحد شدند ویا اینکه
چرا بعد ازشکست شوروی جنگ داخلی به میان آمد وآنهای که درکنارهم بودند و دریک
سنگر درمقابل یک دشمن جنگیدند چرا دوباره به جان هم افتادند ویا به عبارت
دیگر چه چیز بود که مردم مارا متحد کرده بود که بعدا وجود نداشت؟
عزیزم شاید این تاریخچه تلخ تورا ناراحت
کند اما باید بگویم اینکه هدف والا یعنی نجات سرزمین ودرکنار آن ارشادات دین
مقدس اسلام ودیگر ارزش های فرهنگی وجودداشت که توانست مردم این سرزمین را به
جنگجویان واقعی ومجاهدین راه حق تبدیل کند وتمام مردم درکنار این ارزش ها جمع
شدند تا توانستند به هدف شان که بیرون کردن قشون سرخ شوروی بود برسند، اما
متاسفانه بعد ازشکست نظام شوروی سابق جامعه ای ما دچارنوع ازهم پاشیدگی شد،
استفاده جویان خارجی وداخلی ازاین وضعیت استفاده کردند وجامعه مارا دچارتزلزل
کردند ، اساس بنا های ملی ما را ازهم گسیختاندندواین دخالت ها باعث شد که
ارزش های کلی ما مثل سرزمین ، دین ، شعار، پرچم کشور وغیره تحت تاثیر ارزش
های فرعی مثل یک ساحه ازاین سرزمین، مذهب ، شعاروپرچم های مختلف قراربگیرند
وبعد ازاین دخالت ها بود که تعصب درمیان گروه های قومی، مذهبی به میان آمد
وفرد متعلق به یک ناحیه ،به یک مذهب وبه یک گروه بود تا به یک ملت ویک کشور.
گروه های مختلف که ازبیرون اکمال می شد برای بدست آوردن قدرت تلاش می کردند
واین حرص قدرت باعث شد که مدت مدیدی مردمان محروم ورنجدیده ما اززندگی کردن
درفضای صلح وآرامش محروم شوند، آنهای که درراس گروه ها قرار داشتند بدون
درنظر گرفتن منافع کلی واجتماعی به منافع شخصی خودشان اندیشیدند، با آن که
میدانستند به ضرر مردم شان است ولی هیچگاه این حرص وقدرت خواهی ازوجودشان کم
نشد وهرکدام خودشان را برحق می دانستند ونتوانستند یکدیگر را تحمل کنند.
عزیزم بد ترین فاجعه ای که دردوران
زندگی من به میان آمد ظهور گروه به نام طالب بود که همه چیزرا برعکس کرد وبا
لطمه زدن به ارزش های دینی ما وبا قتل وخونریزی های وحشیانه افغانستان را به
یک سرزمین وحشت تبدیل کرد وبه چشم جهانیان به یک سرزمین خون وجنایت آشکارساخت
واین باعث شد که امروز ما درتمام جهان به دیده حقارت نگریسته شده وکنایه گوی
های جهانیان را می شنویم.
اما پسرم هیچگاه نا امید مباش وبه دیگران احترام بگذار، تجربه های ما نشان می
دهد که تعصب ، کینه ورزی ویکدیگر نپذیری مشکلی را حل نخواهد کرد همه ای آنهای
که دراین قلمرو زندگی می کند مربوط به این سرزمین است وهیچ یکی را کشورهای
دیگر نمی پذیرد، پس به دیگران نیز حق بده تا به حق خود برسی وهیچگاه وابسته
به منافع شخصی خودت نباش مخصوصا زمانی که می خواهی درمورد مردمت تصمیم
بگیری،امیدوارم به هر آن چه که آرزو داری برسی اما هیچ گاه فراموش نکن که
مربوط به این سرزمین هستی ودرقبال آن مسئولیت داری.
راه های جدید برای نجات وپیشرفت سرزمینت
جستجو کن، چنان که دیدیم جنگ راه حل نبود وجزویرانی چیزی دیگری ازخود برجا
نگذاشت وهمه ای آن های که به جنگ برای بدست آوردن قدرت متوسل شدند جز بدنامی
چیزی دیگری نصیب شان نشد، پس عزیزم به جهان بنگر وآن را به دقت مطالعه کن
وازمثبت های آن برای آینده خودت ومردمت استفاده کن، شیوه های جدید که امروز
مردم جهان ازآن برای رفاه زندگی استفاده می کند استفاده کن ویاد بگیر چطور به
دیگران خدمت کنی مخصوصا آن های که تورا به عنوان آینده ای خودشان می نگرند.
به فرهنگ دیگران احترام بگذار وهرگزبه ارزش های آن ها توهین نکن، عزیزم مردم
که دراین قلمروزندگی می کند ازفرهنگ های مختلف برخوردارند واین نشان دهنده
تنوع است که ما ازآن برخورداریم، فرهنگ یک رکن بزرگ ازجامعه است که تمام ارزش
های معنوی ومادی آن را شامل می شود، درصورت بی احترامی به این ارزش ها درواقع
ارزش های فرهنگی خودرا زیر پا نموده وبه آن ها لطمه خواهی زد، فرهنگ های
کشورهای دیگررا نیز به دیده قدر بنگر چون می دانی که امروز انسانیت براساس
احترام به دیگران وارزش های فرهنگی دیگران استواراست.
هیچگاه ازقلم وکتاب غفلت نکن زیرا تورا به روشنی خواهد رساند، دوست دارم این
را یادآورشوم اینکه ما ازاین دو اصل مهم که باید درزندگی ازآن استفاده می
کردیم غافل شدیم واین باعث شد که ناآگاهانه درجان هم افتادیم وهیچ سودی هم
بدست نیاوردیم، نابودی عظیم درنا آگاهی است واین باعث خواهد شد که در تنگنای
احساسات قرار گرفته وچشمان تورا از دیدن جهان بیرون کور خواهد کرد، یا اینکه
ناآگاهی باعث خواهد شدکه دیگران را درک نکنی ودرمقابل دیگران بی احترامی کنی
وتعصب گذشته را ادامه دهی.
دیگران را دوست داشته باش وبه عنوان
انسان وهمسان با خودت بنگر، عزیزم من وتمام همقطارانم درجریان زندگی خودرا
برتر ازدیگران می دانستیم وهمیشه با این حس برتری خواهی، دیگران را فراموش
کردیم ونتوانستم برتری استعداد های بالاتر ازخودرا بپذیریم واین باعث شد که
هیچگاه استعداد ها دراین سر زمین نتواند کمک کند وهمه با بد ترین زندگی ازاین
کشور خارج شدند وبه خدمت دیگران در آمدند ، یادم هست زمانی را که ما مصروف
جنگ بودیم دانشمندان بسیاری ازاین کشور خارج شد که متاسفانه یا درمسیر راه به
شهادت رسیدند ویاهم با هزاربدبختی برای دیگران کارکردند. مشکل دیگری که این
خودخواهی به میان آورد این بودکه میان مردم ما درداخل این سرزمین جدای افگند
وتخم نفاق وتعصب را درمیان جامعه کاشت.
به عنوان آخرین سخن این که به بزرگانت احترام بگذار وازمثبت های آن ها
استفاده کن وکودکان را بصورت درست رهنمای کن . پسرم این یگانه مسئولیت هر
انسان است ، انسان ها اززمان تولد تا دم مرگ به یکدیگر نیازمند اند همان
طوریکه تو به من نیازداشتی ومن به پدرکلانت ، این نیازمندی ها است که مسئولیت
انسان هارا تعین می کند وبزرگترین مسئولیت هر انسان این است که دست کوچک تر
ازخودرا گرفته وآن هارا کمک کند تا بصورت درست زندگی کند. عزیزم این سرزمین
جنگ طولانی مدت را سپری کرده که نتایج ناگواری برای نسل بعدی به میان آورده ،
کودکان زیاد پدران شان را ازدست داده اند وبصورت یتیم زندگی را بسر می برند ،
بنا براین کوشش کن وضعیت آن هارا همیشه به یاد داشته وزندگی آن هار انگیزه ای
برای یک شروع جدید بساز وخودرا با آن ها متحرک کن.
با احترام
نوت : عزیزم همین لحظه که نامه رابرای شما می نویسم اشک درچشمانم جاری است
وامیداست نامه را به دقت مطالعه نموده وازان درزندگی استفاده کنی وپدر ضعیف
ات را ناامید نسازی، امیدم این است که بتوانی درراستای صلح وثبات این سرزمین
کمکی باشی .
خداحافظ ، به امید موفقیت هرچه بیشتر.....
دوستان می توانند نظرات و انتقادات شان از طریق ایمیل ادرس
ذیل ارسال نمایند
dedar_hussaini@yahoo.com
|